پویانپویان، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 8 روز سن داره

پویان عزیز دل مامان و بابا

اولین دَ دَریه بزرگ (مسافرت) پویان جون در عید 1391

اینجا موزه مردم شناسیه رشته ما بین آستانه اشرفیه و رشت اول جاده فومن ابنجا هم چشمه دمکش تو روستای اوشیان از توابع شهرستان لنگرود اینجا هم حرم سید جلاالدین اشرف تو آستانه اشرفیه هستش من پویان جون ومامانی نائب الزریاره همگی بودیم قربون اون دستات بره بابائی خدا همیشه دستتو بگیره ...
17 مهر 1392

اولین بار رفتن به پارک

بعد از 8الی 9 ماه تعطیلی رودخونه زاینده رود دوباره زنده شد و همین بهونه خوبی شد که پویان جونو واسه اولین بار ببریمش پارک وکنار زاینده رود در ضمن اولین کلمه بغر از بابا رو پویان یاد گرفته بود اونم آب هرجا آبنما میدید میگفت اب اب کلاً عاشق آبه این تپلی   اینجا هم واسه اولین بار چمنهارو حس کردی نمیدونی که چه ذوقی میکردی اینجا هم واسه اولین بار گذاشتیمت تو تاب تاب کلی ذوق کرده بودی نمیخواستی دیگه بیای پائین کلی واسه تاب صف کشیده بوده ولی شما ول کن نبودین   ...
17 مهر 1392

امامزاده محل

این عکسا مربوط میشه به عصر پنجشنبه امامزاده احمدابن علی درست پشت کوه آتشگاه اصفهان در تاریخ 92/01/22 اینم اولین بادکنکیه که واسش خریدیم خیلی ذوق کرده بود ولی بمیرم واسش وقتی تو دستاش ترکید کلی ترسید اگه گفتین اینجا پویان به چی نگاه میکرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!   داشت به گنجشکهائی که نشسته بودن توی امازاده و اینطرف و انطرف پرواز میکردن نگاه میکرد         ...
17 مهر 1392

اولین دندان پویان جون

بابائی اولین دندونت مثله یه صدف سفید در تاریخ 1392/01/24 قسمت پائین سمت راست در آومد وای که جه زجری میکشیدی بابائی فدات بشه البته بابائی ببخشین عکسا کیفیت ندارن آخه با موبایل گرفتم   ...
17 مهر 1392

آغاز اولین بهار زندگیه پویان جان

سلام باباهی ؛ این اولین عیدی که تو جمع دو نفری منو مامان اومدی نمیدونی که چقدر خوشحالیم  امیدوارم که 120 تا بهار دیگه رو بسلامتی و خوشبختی پیش رو داشته باشی . عزیز دل بابا و مامان ایشالا که امسال که اولین سال اومدنت به این زمین خاکیه پر از خیرو برکت باشه واست بهترینهارو آرزو میکنم  . فرشته کوچولو  بابا و مامان ما رو هم دعا کن تا سایمون تا سالهای سال بالا سرت باشه ...
14 شهريور 1392